السيد الطباطبائي
268
مجموعه رسائل ( فارسى )
با اندك دقت و تأمل در متن آيه ، معلوم مىشود كه تحدى در آن نيز به فصاحت و بلاغت منحصر نيست ، بلكه همهء معارف ، دلائل ، براهين ، مواعظ ، اخلاق ، شرايع ، پيشگويىها ، شيوايى بيان ، گيرايى تعبير و بلندى معانى را شامل مىگردد . برخى از مفسران گفتهاند : « اعجاز قرآن ، تنها از نظر فصاحت و بلاغت و نظم خاص آن است ، در حالى كه اگر جز اين مىبود ، ديگر لزومى نداشت كه مخالفان به هنگام معارضه ، سخن از تهمت و افترا بر زبان آورند ، زيرا بلاغت سه درجه دارد ، كه عالىترين آنها همسان اعجاز است ، و دو درجهء ديگر ، در حد امكان . بنابراين ، تحدى در اين آيه ، به درجهء عالى بلاغت اختصاص دارد ، و چنانچه وجه اعجاز ، تنها « صرفه « 1 » » باشد ، پستترين سخن هم معجزه تواند بود . » با نگرشى دقيق در مطالب پيشين ، مىتوان دريافت كه اين سخن اساس صحيحى ندارد ، زيرا اگر اعجاز قرآن منحصر به بلاغت مىبود ، اولًا : معنا نداشت كه همهء انس و جن به مبارزه با آن فراخوانده شوند ، بلكه مىبايست تنها ، اعراب مورد خطاب قرار گيرند . ثانياً : هرگز لازم نبود كه در آيات ديگرى به « علم » ، « اخبار غيبى » ، « نداشتن اختلاف » ، و امثال آنها تحدى شود . البته ، روشن است كه اختلاف و تناقض مربوط به الفاظ نيست ، چه اگر هم - به فرض محال - اختلافى در قرآن يافت مىشد ، هرگز منافاتى با اعجاز از نظر فصاحت و بلاغت نداشت . ثالثاً : به طورى كه قبلًا اشاره كرديم ، سورهء « يونس » پيش از « هود » نازل شده است و خداوند در آن يه « يك سوره » و در « هود » به « ده سوره » تحدى كرده است ؛ بنابراين ، اگر منظور از اعجاز ، تنها جنبهء بلاغت مىبود ، ديگر صحيح نبود كه پس از تحدى به « يك سوره » ، دوباره به « ده سوره » تحدى شود ، چه اين روش ، از نظم طبيعى سخن به دور است ، در حالى كه نظم
--> ( 1 ) . برخى گفتهاند اعجاز قرآن از اين جهت است كه هر كس بخواهد با آن معارضه كند ، خداوند او را از معارضه باز مىدارد . به اين طرز تفكر « صرفه » مىگويند . .